مرتضى مطهرى

395

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ديگر اينجا منطق آن منطق نيست : اى خاك بر سر شما جمعيت ! تا آخر كه خيلى مفصل است و واقعاً خطبهء عجيبى است . [ در اين خطبه ] انسان على را مىبيند كه دارد حرف مىزند ، يكپارچه احساسات آتشين است و يك روح صددرصد انقلابى است كه دارد حرف مىزند . آن جملهء معروف در خلال اين خطبه است ؛ رو كرد به اين جمعيت سى هزار نفرى ، با فرياد بلند فرمود : ايُّهَا النّاسُ ! الا وَ انَّ الدَّعِىَّ بْنَ الدَّعِىِّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اثْنَتَيْنِ بَيْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ يَأْبَى اللَّهُ ذلِكَ لَنا وَ رَسولُهُ وَ حُجورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ مردم بدانيد - يعنى همهء مردم دنيا بدانند - اين ناكسِ پسر ناكس ، اين زنازادهء پسر زنازاده ، عبيداللَّه زياد ، به من گفته است حسين از ميان دو كار يكى را انتخاب كند : يا تن به ذلت بدهد يا شمشير . به او بگوييد : هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ ما تن به ذلّت بدهيم ؟ ! ما كجا و ذلت كجا ؟ ! يَأْبَى اللَّهُ ذلِكَ لَنا ما خداپرستيم ، ما موحديم ، ما گفته‌ايم : لا إله الّا اللَّه ، ما تابع اصل لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ « 1 » هستيم . خدايى كه ما مىپرستيم نمىپذيرد كه ما تن به ذلت بدهيم . پيامبرِ آن خدا نمىپسندد كه ما تن به ذلت بدهيم . بعد فرمود : آيا آن دامنى كه حسين در آن دامن بزرگ شده است ، آن پستانى كه حسين از آن پستان شير خورده است اجازه مىدهد حسين تن به ذلت بدهد ؟ پس من جواب پدرم على را چه بدهم ؟ جواب مادرم زهرا را چه بدهم ؟ مادرم زهرا به من خواهد گفت حسين جانم ! مگر تو از پستان من شير نخورده بودى ؟ اينها شوخى نيست . در جنگ جمل ، اميرالمؤمنين على عليه السلام پرچم را به پسرش محمد بن حنفيه مىدهد و امام حسين در جنگ جمل حاضر بوده است . مىگويد پسر حمله كن . او بايد جلو برود و ديگران مثل مالك اشتر پشت سرش حركت كنند . دشمن تيراندازى مىكند . تير مثل باران مىآيد . محمد مىايستد تا تيرباران كمتر بشود بعد برود . على مىآيد در حالى كه غضب كرده و خيلى خلاف انتظارش شده است . محكم با مشت به سينهء محمد بن حنفيه زد و فرمود : اخَذَتْكَ عِرْقُ امِّكَ رگ مادريت گرفت ؟ تو پسر على هستى ، من به تو مىگويم برو ، مىگويى تير مىآيد ؟ ! پرچم را از او گرفت و تنها حمله كرد . آنچنان حمله كرد كه لشگر به گرد على نرسيد . على در لشگر مخالف گم

--> ( 1 ) . منافقون / 8 .